تبليغاتX
وقتی میخوای زن نگیری
 
خاطرات و خطرات ووهو
 
- قانون گذار حتی ... در بعضی مواقع مجازات تکثیر فیلم های خانوادگی را ... اعدام قرار داده ...

- ای بابا ... همون بهتر بریم سراغ تکثیر فیلم های غیر خانوادگی ... ماکزیمم مجازاتش شلاقه ...

  نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 9:11  توسط ووهومن  | 
- به نظرت فرق سینما و تاتر چیه ....؟

- اوووووم ... لژ تو سینما ردیف آخره ... تو تاتر ردیف اول .....

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:51  توسط ووهومن  | 
کسی می دونه چرا همیشه اون لاینی که توش داری رانندگی می کنی دیر تر باز میشه ... ؟!
  نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 2:1  توسط ووهومن  | 
هروقت من طلا خریدم ... شما بفروشین .... هر وقت فروختم ... شما بخرین.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:58  توسط ووهومن  | 
ای تف به ذات خبیثم که هر جورشده  می خواد خود  من رو هم  بپیچونه ...
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 11:40  توسط ووهومن  | 
-  شام با دوستات میری دربند .... ما رو نمی بری ...؟

- ای بابا ... من که بیست ساله شام با تو در بند م  .... یه امشب رو بذار یه نفسی بکشم ...

  نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 20:21  توسط ووهومن  | 

- من باهات مخالفم ... یعنی چی که یه زوج حتما" باید هم دیگه رو بفهمن ..؟ ... من یه زوج میشناسم ... یکیشون ایرانیه ... یکیشون آلمانی ... حتی زبون هم رو نمی فهمن ... ولی خوشبختن .....

- آره خوب ... زنه نق نق می کنه ... مرده فحش می ده ... هیچ کدومشون هم نمی فهمن اون یکی چی می گه ... معلومه خوشبختن ...

  نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 7:35  توسط ووهومن  | 
فرق نمی کنه یه کارمند ساده باشی .... یا تعیین کننده ترین فرد بازار .... آخرین تلفنی که بهت می شه ... سفارش خرید یه کاسه ماست و دو کیلو پیاز ... توسط همسر مهربانه ...
  نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 7:40  توسط ووهومن  | 
تو عزیز دلمی ؟
  نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 10:19  توسط ووهومن  | 
ترك سيگار ... آسون ترين كار ممكنه ... من خودم ۱۰۰۰ بار ابن كار رو كردم ...
  نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 2:40  توسط ووهومن  | 
توت فرنگی - من دو .... سه کیلویی اضافه وزن دارم ...

ووهو - اااووووم ... فکر نمی کنی یه صفرشو جا انداختی ...؟

  نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 23:31  توسط ووهومن  | 
می دونین من هر وقت سوژه ندارم ... احساساتم بکار می افته ...؟
  نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 23:39  توسط ووهومن  | 
- خوب مگه مجبوری ؟!! می گرفتی اونور ... نزنی به بنزه ... ۵۰ میلیون تومنی باید خسارت می دادی  ... بنزه ۵۰۰ میلیون می ارزید ...

- آره ... انور می گرفتم بهتر بود ... می زدم به رانندش ... فوقه فوقش  ...  ۳۵ میلیون ( دیه اش ) بیشتر نمی ارزید ....  

  نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 2:13  توسط ووهومن  | 
- اگه یه روز همسرم بهم خیانت کنه ... بلافاصله به اولین مردی که رسیدم ... تلافی میکنم ...

- قربونت ... یادت باشه ... بلافاصله خبرم کنی دم دستت باشم هااااا ...

  نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 23:1  توسط ووهومن  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM