خاطرات و خطرات ووهو |
- از موهبت روزه گرفتن بی بهره ام .... از نعمت افطاری کردن هم محروم کنم خودم رو .... ؟!
- اما ... من امیدوارم ... صد تا سوژه خوب ... واسه تور کردن ... به پستم بخوره ...
- چرا روزه نمی گیری ...؟
- من که صبح میام از خونه بیرون تا شب نمی تونم چیزی بخورم . حالا چرا منتش رو سر خدا بذارم ...؟
تو که یه بطر ویسکی می بینی نمی تونی جلوی شکم واموندت رو بگیری .... غلط میخوری می گی منو سحری بیدار کنین ...
- تو این زمینه ... ؟ ... فقط به برو بچز قزوین ...
- قربونت ... من از دست اون .... از روی کره خاکی به زیره خروار ها آب پناه آوردم ... تو میخوای این آرامش هم از من بگیری...؟
از تمامی دوستانی که در این دو روز ... با کامنت ( خصوصی و عمومی ) .. آف ... پی ام ... اس ام اس ... تلفن ... در مورد پست های قبلی تذکراتی دادند ... و با اضافه کردن یه جمله ی " ببخشیدا .... ولی خیلی ( ....... ) بود" ... هر وصله ای رو که دوست داشتند به ما چسبوندند ... نهایت تشکر و قدر دانی خودم رو ... اعلام می کنم ....
اما بعد :
- آدم ها ابعاد وجودی مختلف دارن ...
- خوبی یا بدی آدم ها رو ... تمام ابعاد وجودی اونها مشخص می کنه ... نه یک بعد خاص
- از کسانی که فقط اون قسمت از ابعاد وجودیشون رو که مورد پسند جامعه است به نمایش می ذارن حذر کنین ...
- نه در محیط عمومی ای مثل کامنت دونی وبلاگ ... در محیط های خصوصی تر ... مثل پی ام ... نظر خصوصی ... تلفن ... و .... هر کس از من کوچکترین حرفی که بی حرمتی ... یا ورود به حریم شخصی ... تلقی بشه شنیده ... لطفا" در کامنت دونی همین پست ... اعلام کنه ... اگه می تونه ...
- مثل همه شما ... رفتاری رو که فکر می کنم درسته ... انجام می دم ...
- هیچوقت اجازه ندین ... ووهو به یه آدم جدی تبدیل شه ...
مخلص همه شما .... ووهو
- نه ... من می رم پیشواز عید فطر ... تو بگیر ...
- چه اهمیتی داره ... ؟ ... ماله من هم پرایده ... مهم اینه که خودم مرسدس بنزم ...
- آره ... آخه ملحفه ها رو تازه عوض کرده بودم ... زورم می اومد دوباره عوضشون کنم ...
- خدایی چرا ... با قید سه فوریت ... باید هر چه زودتر ... یه جی اف پیدا کنم بشونم بغل دستم ...
- چرا ... ولی نگفته بودم هفت تا جون دارم ... گفته بودم ..؟
- می دونی با این یه جمله چند میلیون نفرو خیس کردی ...؟ چه جاهایی رو سیل برد ...؟ حالا بیا این دستمال رو بگیر ... صورتت رو پاک کن ...
- روشن کردن شما کار ما نیست ... خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه ....
........................
پ.ن. این فعل روشن کردن ... هیچ اشاره ای به دیالوگ های فیلم ممل آمریکایی نداره ...[آیکون پینوکیو]
یا شاید منظورتون اینه ... که احتیاط کنین ... این محموله ... هر آن ممکنه بره رو هوا ...؟
حالا می خوای چیکار کنی ؟
- اون سر ... فقط جون می ده واسه زیر گیوتین رفتن ...
- من هم همینطور ... اینجوری بهتره ... نتایج دیدارمون به حساب مستی گذاشته می شه ...
- آره خووووب .... از وقتی تو نمیای ... کامنت دونی ... کلی سبک شده ...
- مسئله اینه که تو کلت هم چیزی نیست ...
- برو از آبجیت بپرس .... یه تار موی مشکی رو روی کت مشکی من می بینه .... ستون به این بزرگی رو تو روز روشن ... وسط خیابون نمی بینه ... !!
- آره خوب ... پشت اون چیزایی که گفته ... فکره ... احساسه ... و بعد هم خوابیدن ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|